من عاطفه جولانی هستم، متولد خرداد ماه سال ۱۳۷۰، ساکن کرج، دارای مدرک کارشناسی ارشد پترولوژی از دانشگاه تربیت مدرس تهران… طراحی و ساخت تمام محصولات این گالری را بر عهده دارم.
نام این گالری، ابتدا گالری عاج بوده ولی به علت کپی های بیش از حد این نام توسط صفحات مختلف در شبکه های اجتماعی، و به دلیل اینکه این وب سایت قدمی تازه در راه رسیدن به اهدافم بود، نام گالری عاج نو را انتخاب کردم.
آغاز کار گالری، از سال ۱۳۸۷ و با ساخت طرح های ساده با وسایلی مانند دکمه و پایه های آماده آغاز شد. در آن زمان این کار فقط برای من نوعی سرگرمی بود ولی کم کم احساس کردم به این کار به شدت علاقمند هستم و به دنبال وسایل اصلی این کار رفتم.
پس از گذشت حدود ۱ سال، و با ورود به دانشگاه، و بزرگتر شدن دنیای من، تصمیم گرفتم این کار را به عنوان نوعی منبع درآمد، گسترش دهم.
در آن سالها دوره های آموزشی بسیار محدودی برای این سبک کارها وجود داشت و من تصمیم گرفتم با آزمون و خطا کار را پیش ببرم.
یکسال دیگر گذشت و من کم کم مهارت دستانم و خلاقیت ذهنم را در این کار بیشتر کردم. در آن زمان دانشجوی رشته ی زمین شناسی دانشگاه شهید بهشتی تهران بودم و استفاده از نمایشگاه های دانشگاه، میتوانست فرصتی باشد برای آزمودن آنچه کسب کرده بودم.

اواخر سال ۸۹، و با آغاز کار نمایشگاه عیدانه دانشگاه شهید بهشتی، من هم میزی اجاره کردم و به تماشای فروش دیگران ایستادم. روز اول فروشم صفر بود…
به نحوه ی صحبت سایر فروشندگان دقت می کردم و به طرز عرضه ی اجناس… به شدت احساس سرخوردگی می کردم ولی برای باختن نرفته بودم… چون وسایل کارم همراهم بود، شروع کردم به ساختن برای وقت گذرانی…
روز دوم، اولین فروشم انگشتری بود به قبمت ۲۵۰۰ تومان، و بعد دستبندی به قیمت ۵۰۰۰ تومان… کل فروشم در یک هفته به ۷۰ هزار تومان رسید و من اولین قدم را برداشته بودم.
نمایشگاه به نمایشگاه جلو رفتم، در اولین دوره ی نمایشگاه های کارآفرینی دانشکده مدیریت دانشگاه بهشتی، غرفه ی برتر شناخته شدم.
ابزاری که استفاده می کردم یک انبردست مخصوص برقکاری بود که حسابی دستم را زخم می کرد، تا اینکه یکی از دوستانم برایم دم باریکی با دسته های صاف خرید ولی پوست انگشتان من تازه کلفت شده بود و قرار نبود به این زودی ها خسته شوم….
در تابستان سال ۹۰، پنجشنبه ها از صبح تا شب با مادرم در غرفه ی پنجشنبه بازار پارک رازی می نشستین و به رفت و آمد مردم نگاه می کردیم، و شب ها آخرین مترو را سوار می شدیم برای برگشتن به کرج… و برای دلخوشی مادرم که خسته شده بود، اقدام به فروش اجناسم در مترو می کردم.
سال ۹۴ کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس آغاز شد، و آغاز فعالیت من در شبکه های اجتماعی نیز در این سال بود.
پیج اینستاگرام و کانال تلگرام و فروش آنلاین تجربه ی بسیار خوبی بود، نام گالری عاج را انتخاب کردم!

من برای یادگیری این کار، در جایی دوره ندیدم، ولی در سال ۹۳، یک دوره کلاس های آموزشی در دانشگاه بهشتی برگزار کردم و اصول اولیه ی کار را به علاقمندان آموزش دادم،
در این کار مهم ترین اصل، تلاش و پشتکار و داشتن خلاقیت است… مهارت کسب شدنی ست، نباید از ناملایمات ترسید و نباید با باخت های کوچک و بزرگ، از علایق دست برداشت…
من واقعا از صفر شروع کردم، و شاید هنوز به جایی که واقعا میخواستم نرسیدم، ولی تمام تلاشم را می کنم تا به اهداف بزرگم برسم…

بازدیدها: 13

بازگشت به بالا